او یکی از شناخته شده ترین چهره های جهان است. حتی پس از 30 سال از مرگش ، مرلین مونرو یک اسم آشنا و همیشگی است.موهای سپید و زرد ، زیبایی غیرقابل تصور ، دامن پف کرده . همه اینها اکنون جزیی از فرهنگ آمریکاست.این ستاره مسحورکنندهو درخشان کیست؟ در پشت لبخند و درخشندگی، کدام زن به همه اینها معنا داد؟
در اولین روز از جوون 1926 دختر کوچکی بنام نورما جین متولد شد. داستان غم انگیز بچه ای که به یکی از مشهورترین زنان هالیوودتبدیل شد.نورما جین مدت زمان تقریبا زیادی را در خانه کودکان بی سرپرست ، و زمان کمی را با مادرش گذراند. با این وجود نورما دوران کودکی سختی را گذراند وبهخاطر عدم استواری در دوران کودکی و همینطور این تصور که شخصیت محبوبی نیست ، مسائل احساسی زیادی را در بزرگسالی تحمل کرد.
او با ازدواج های مکرر و وصل کردن خود به خانواده های مختلف ، تلاش کرد آنها را جایگزین پدر و مادر و خانواده ای که هرگز نداشته کند. نورما جین در جون 1942 و در سن 16 سالگی با جیمز داگرتی ازدواج کرد. او مسن تر از او بود (همانند بقیه شوهرها).بر خلاف نوشته ها این ازدواجی سراسرغم نبود، اما ازدواج موفقی نیز نبود و بالاخره به جدایی رسید.نورما جین آرزوهای بزرگتر از اینکه فقط خانم داگرتی باشد را در سر داشت. در سال 1944 در حالی که در کارخانه چتر سازی مشغول بکار بود ،این ستاره جدید کشف شد ، و چهره نورما جین ، صفحه اول بیشتر مجله های معتبر شد. و ستاره شدن او از اینجا شروع شد.
در سال 1946 از شوهرش جدا شد و نام جدیدی برای خود برگزیدو خود را در مسیر جدید زندگی خود یعنی بازیگری دید.نام جدید او مریلین مونرو بود.موهای خود را به رنگ طلایی دز آورد. چند سال بعد هم در چند فیلم و در نقش های جزیی ظاهر شد.اولین فیلم او Scudda Hoo! Scudda Hay! نام داشت. بعضی از نقش ها هم قابل توجه بودند و بسیار کمتر به دستفراموشی سپرده می شوند که می توان به فیلمهای The Asphalt Jungle and All About Eve , اشاره کرد. که در دومین فیلم با بازیگر توانای آن زمان Bette Davis بازی کرد. اولین فیلمی که در آن بازیگر نقش اول بود ، Don't Bother to Knock نام داشت ، که درسال 1952 ساخته شد.در این زمان مرلین مونرو بسیار مشهور بود و رابطه رمانتیکی را با بازیکن بازنشیسته بیسبال ، جودی ماجیو آغاز کرده بود.
در این زمان فیلمهای بسیاری را بازی می کرد Gentlemen Prefer Blonde (با شعر معروف "الماس ،بهترین دوست یک زن") و How to Marry a Millionaire و Niagara و River of No Return که تمامی اینفیلم ها در سالهای 1953 و 1954 ساخته شدند.در سال 1954 اتفاق دیگری روی داد. مرلین در در ژانویه با جو دیماجیو ازدواج کرده بود و عموم مردم از این ماجرا خوشحال بودند ، اما این ازدواج نیز به مانند ازدواج اول وی بدشگون بود.
جو انسانی سنتی بود و نیاز همسرش به خودنمایی کردن را درک نمی کرد.اما مرلین پیشرفت در زندگی رو از دست نمی دهد.این ازدواج فقط نه ماه دوام آورد.در این زمان چند اتفاق قابل ذکر دیگر نیز روی داد. در هنگامی که به جو دیماجیو ماه عسل را در ژاپن می گذراند ، از طرف مرکزی در کره برای اجرا در گروه پیشاهنگ آمریکایی دعوت شد و او نیز با خوشحالی قبول کرد. که بعد ها نیز از آن خاطره به عنوان یکی از بهترین زمانهای زندگی خود نام برد.دومین اتفاق قابل ذکر بازی در فیلمی بود که دامن پف کرده معروف او برای اولین بار به نمایش در آمد.این فیلم Seven YearItch نام داشت.
مریلین اکنون در میان مشهور ترین زنان جهان قرار داشت.او اکنون یه جلب کننده بزرگ تماشاچی و پول ساز برای شرکت فیلمسازی قرن بیستم(Twentieth Century) شده بود.همچنین خیلی کم حقوق می گرفت.کشمکش او با استدیو ، در آن زمان راه را برای خیلی از ستارهها باز کرد.
در سال 1955 و در ادامه هدف خود برای رسیدن به هنرپیشگی ، وارد نقش های جدی تر شد. در همان زمان در موئسسه بازیگران مشهور جهان و زیر نظر لی استرابرگ ، به صورت خصوصی به یادگیری بازیگری پرداخت.برای مدتی از هیاهوی هالیوود فاصله گرفت و تمام تمرکز خود را برای بالا بردنتمرکز خود را برای بالا بردن توانایی بازیگری خود بکار گرفت. در تابستان 1956 دو اتفاق رخ داد.مریلین با نمایش نامه نویس آرتور میلر ازدواج کرد و همینطور فیلم بعدی وی با نام Bus Stop ساخته شد. ازدواج با میلر طولانی تر از بقیه ازدواج ها بود و در همین زمان در تلاش برای ساخت کمپانی تولید فیلم با کمک دوست قدیمی خود میلتون گرین بود.کمپانی وی تنها توانست یک فیلم را بسازد . فیلمی در سال 1957 با نام The Prince and The Showgirl و با بازی لورنس اولیویر و در لندن بود.در همین هنگام با ملکه انگلستان نیر دیدار کرد. او تا سال 1959 فیلمینساخت تا اینکه نوبت به Some Like It Hot رسید. این کمدی بزرگترین فیلم مرلین مونرو بود.که به خاطره همین فیلم جایزهبهترین بازیگر گلدن گلاب را نیز برد.سال بعد از آن مریلین دو فیلم دیگر را نیز ساخت.فیلم Let's Make Love و The Misfits با نویسندگی آتور میلر.با این وجود مریلین در اواخر دوران خود بود.ستاره مقابل وی در این فیلم کلارک گیبل بود که چندی پس از اتمام فیلم بر اثر حمله قلبی از دنیارفت.یک شایعه نویس در این زماناو را متهم کرد که کم کاری و تا خیر او برای ساخت فیلم باعث مرگ وی شد.به خاطره این مسلئهمریلین بسیار دل شکسته و متاثر شد. در سال 1961 مریلین و آتور میلر از هم جدا شدند.در این زمان مریلین بدون کمک دیگران زندگی می کرد.
در سال 1962 مریلین اجرای به یادماندنی دیگری را داشت.اما اینبار فیلم نبود.نسخه قدیمی و گیرای"تولدت مبارک" برای رییس جمهورکندی و در باغ جیمزمدیسون خواند.در این زمان وی در حال ساختآخرین فیلمش با نام Something's Got to Give بود.اما اتفاقی رخ داد.در چهارمین شب از آگوست 1962 ، مرلین به خاطره مصرف بیش از حد داروی خواب آوراز دنیا رفت.
شایعه ها از همه جا برخاست.رابطه نامشروع با کندی... ، مافیا در مرگ وی دست داشت... ، قتل... ، توطئه.... مرگ وی بی شباهت به خودکشی نبود.اما حقیقت این است که مریلین مونرو در سن سی و شش سالگی و در آن شب دیگر زنده نبود. چراغی که برای سالها می بایست می درخشید ، ناگهان خاموش شد.جهان مات و مبهوت به دنبال دلیل این ماجراست.جوابی که هیچوقت پیدا نشد.
شوخیگری ، گواهی کسانی که او را می شناختند ، حس دلسوزی وی به همه موجودات زنده و اشتیاق وی به برای محبوب بودن و همینطور عشق وی به داشتن فرزند. باور همه اینها در زنی دلفریب که نامش مریلین مونرو بود سخت است.اما او یک انسان بود .