دنیای سینمای ایران و جهان

اخبار و حواشی سینما را با ما دنبال کنید.از زندگی خصوصی بازیگران بدانید .هالیوود

دنیای سینمای ایران و جهان

اخبار و حواشی سینما را با ما دنبال کنید.از زندگی خصوصی بازیگران بدانید .هالیوود

لطفا به ظاهر جدید مجری سابقا تُپُل کانال سه عادت کنید!!!

محمدرضا حسینیان: تو رو خدا لاغر نکنید! تلویزیون بین ها دیگر عادت کرده اند سیدمحمدرضا حسینیان را همان مرد دوست داشتنی عینکی و تپل ببینند اما باید بگوییم دیگر باید به ظاهر جدید او عادت کنید، چراکه به تازگی به یک دکتر تغذیه مراجعه کرده و حسابیسر فرم آمده و کیلوهای اضافه اش دیگر مزاحم زندگی اش نخواهند بود. او از تجربه رژیم لاغری اش می گوید. تو رو خدا لاغر نکنید! چند وقت پیش با آژانس مسیری رامی‌رفتم؛ بعد از سلام و احوالپرسی با راننده آژانس مشغول صحبت بودیم که او پرسید: «چرا این‌قدر لاغر شده‌اید؟!» من هم جواب دادم: «رژیم لاغری گرفته‌ام!» راننده آژانس خیلی جدی گفت: «وای، تو رو خدا این کار را نکنید! تپل بودن به شما خیلی می‌آید! اگر شما لاغر شوید، من و خانواده‌ام کلی غصه می‌خوریم!» من از 20 اسفندماه سال 90 که به مطب دکتر مراجعه کردم، تا امروز توانسته‌ام از وزن100 کیلوگرم به وزن 89کیلوگرم برسم و خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها، امروز که روی ترازو می‌روم، عقربه عددی زیر 90 را بهمن نشان می‌دهد! درواقع من به اندازه یک باکس آب‌معدنی وزن کم کرده‌ام! خداحافظ باکس آب معدنی پر از چربی! وقتی فکر می‌کنم که در عرض 3​ سال گذشته یک باکس آب‌معدنی همیشه همراهم بوده، واقعا نفسم بند می‌آید و جدا هم همین‌طور بود؛ هیچ‌وقت نمی‌توانستم بدون نفس‌تنگی از پله بالا بروم اما امروز خیلی راحت‌تر راهپیمایی و پله‌نوردی می‌کنم. وقتی وزنم کم شد، آنقدر ذوق کردم که یک هندوانه خیلی بزرگ را به زور بغل گرفتم و روی ترازو رفتم اما وزن من و هندوانه با هم، هنوز به100 نرسیده بود! وقتی به این شکل به کاهش وزنم فکر می‌کنم، پر از انرژی می‌شوم وبرای من که تازه نیمه راه هستم، انگیزه بسیار خوبی ایجاد می‌شود. بالای 100 یعنی فاجعه! تا روز 6 فروردین که قصد داشتم به مسافرت بروم، وزنم به کمتر از95 کیلوگرم رسیده بود اما در روزهای عید کمی از برنامه خارج شدم و بیشتر از حد مجاز شیرینی وآجیل خوردم و دوباره وزنم بیشتر از95 کیلوگرم شد. البته بعد از بازگشت از مسافرت دوباره رژیمم راسفت و سخت رعایت کردم و امروز وزنم به کمتر از 90 کیلوگرم رسیده و خیلی ذوق‌زده هستم. حداقل هزار روز بود که وزن زیر 90کیلوگرم را تجربه نکرده بودم! همیشه طی افزایش و کاهش‌های پیش از این، وزن‌های95، 96 و 97 کیلو را تجربه کرده بودم اما این نخستین باری بود که وزن بالای 100 کیلو را می‌دیدم؛ واقعا وحشتناک بود و اینکاهش وزن برایم بسیار لذت‌بخش است. سفرهای بی وقت چاق کننده! من هم قبلا رژیم گرفته بودم؛ در واقع تا پیش از این حداقل 3 بار رژیم گرفته بودم اما همیشه سفرهای وقت‌ و بی‌وقت ما برای تهیه برنامه‌های تلویزیونیسر و سامان زندگی‌مان را به هم می‌ریخت؛ به‌خصوص سفرهای خارجی که سبک زندگی‌مان را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. البته باعث‌ و بانی این امر، سید نورالدین سرکیشیکیان بود؛ او آهنگساز بنام سازمان صدا و سیماست که بیشترین فعالیتش آهنگسازیبرای برنامه‌های کودک و تولیدیسیماست. البته چند وقتی است که در همایش‌های سازمان با هم همراه شده‌ایم و به‌ حق همراهی خوبی بوده است. یک روز سرکیشیکیان از آقای امیر‌احمدی و کاهش وزن موثرشیاد کرد و پیشنهاد داد با هم به مطب دکتر راست‌منش مراجعه کنیم و در این همراهی، مشوق هم باشیم تا کم نیاوریم! تا ابد باید رژیم داشته باشم؟! راستش من به عطر و طعم غذا همیشه اهمیت زیادی می‌دهم و تمام دوستانم وقتی دنبال رستوران خوب می‌گردند، از من پرس‌و‌جو می‌کنند! من به غذاهای گیلکی علاقه زیادی دارم و گاهی پیش می‌آمد که به یک رستوران گیلکی سر می‌زدم و یک پرس چلوی حسابی را با یک عدد کباب 45 سانتی‌متری می‌خوردم! اما الان اصلا یادم نمی‌آید که چطور آن همه غذا را در یک وعده می‌خوردم! البته حالا در رژیمم تقریبا همه سختی‌ها را پشت سر گذاشته‌ام؛ تقریبا همه چیز برای من حل شده است فقطیک سؤال در ذهنم دارم؛ گاهی فکر می‌کنم که تا کی باید به این شیوه زندگی کنم؟! یعنی تا آخر عمرم مجبورم دور تمام غذاهای مورد علاقه‌ام را خط بکشم؟! تاریخ: ۱۳۹۱/۰۴/۱۸ 13:17:00 منبع: برترین

تبریک حسن فتحی به لیلا حاتمی

تبریک حسن فتحی به لیلا حاتمی / چه تقارن زیبایی است میان بازیمینیاتوری این دختر و اسرار مینیاتوری آن پدر حسن فتحی کارگردان سینمای ایران در یادداشت کوتاهی به تمجید از موفقیت اخیر لیلا حاتمی درجشنواره فیلم کارلووی واری پرداخته است . فتحی در یادداشت خود نوشته است: «هرگاه لیلا حاتمی در جشنواره‌ای خوش می‌درخشد و جایزه‌ای دریافت می‌کند، من به یاد پدر نازنینش علی حاتمی می‌افتم که بزرگترین جایزه برایش این بود که بی‌حرف پسو پیش اجازه بدهند فیلم مورد علاقه‌اش را بسازد. وای که چه تقارن زیبایی است میان بازی مینیاتوری این دختر و اسرار مینیاتوری آن پدر!» تاریخ: ۱۳۹۱/۰۴/۱۹ 13:48:00 منبع: خبرآنلاین

حاشیه

از کاراکتر اسب فیلم و وضع اقتصادی آمریکا تا عکس العمل تارانتینو به لباس یکی از حاضران امروز تالار H جشنواره کامیک کنشلوغ‌ترین و مهیج‌ترین روز خود را سپری کرد. «کوئنتین تارانتینو» به همراه «جیمی فاکس»، «دان جانسون»، «کریستف والتز» و «کری واشنگتن» برای فیلم «جانگوی‌‌ رها شده» به سن دیاگو آمده بودند. ابتدا کلیپی ۸ دقیقه‌ای از فیلم نمایش داده شد و بعد از آن نشست عوامل فیلم آغاز گردید. نشستی که پر از صحبت‌ها و حواشی جالب بود، از صحبت‌های تارانتینو و جیمی فاکس در مورد اسب جانگو گرفته و اظهار نظر کریستف والتز دربارهوضعیت اقتصادی امروز آمریکا و ارتباطش با مضمون فیلم و سوال خانومی در لباس زرد رنگ مشابه کاراکتر عروس بیل را بکش و عکس العمل جالب تارانتینو. متن و حواشی این نشست پر انرژی را در کافه سینما بخوانید: ایده اولیه ساخت وسترن: ۱۳ سال پیش ابتدا گروه بازیگران بر روی سن آمدند و با اضافه شدن تارانتینو با ظاهری کاملا کامیک کانی! جمعیت به وجد آمدند. کیو تی صحبت‌ها را آغاز کرد و از ایده ساخت وسترن اسپاگتی گفت: «من همیشه می‌خواستم فیلمی وسترن بسازم، اما همیشه در ذهنمبود که وسترنی سورئال و اسپاگتی خواهد بود. تم اصلی جانگوی‌‌ رها از بند ۱۳ سال پیش در ذهنم بوجود آمد» جیمی فاکس فیلم نامه را شجاعانه و متفاوت نامید و گفت کهبا شروع فیلم برداری تارانتینو همیشه نگران بوده است که او چگونه می‌تواند وارد نقش بردهشود و همیشه از او می‌پرسید: «که آیا می‌توانی همه چیز را از خودت دور کنی و یک برده شوی» فاکس ادامه می‌دهد که زندگی کودکی او در جنوب بسیار در درآوردن نقش جانگو به او کمک کرده است کریستف والتز: «فیلم تارانتینو کمک می‌کند تا علت وضعیت فعلی آمریکا را بهتر بفهمیم» «با نگاه کردن جزئی‌تر به تاریخ آمریکا، ملا می‌توانیم بهتر درک کنیم که د حال حاضر چه اتفاقی در حال رخ دادن است» والتز ادامه می‌دهد: «و همین موضوع بزرگ‌ترین مزیت بودن در چنین فیلمی بود» او صحبت‌هایش را اینچنین روشن می‌کند که: «در نتیجه این اتفاق خوبی است که ابعاد و دلالیل آنچه که امروز در حال رخ دادن است را بهتر بفهمیم. و این اتفاقات پس زمینه تاریخی دارد. من فکر می‌کنم اتفاقات امروز فقط ناشی از وضعیت بد اقتصادینیست و منشا تاریخی دارد.» سکانس جونا هیل چیزی مشابه سکانسی از سگدونی صحبت‌ها به نقش جونا هیل در جانگوی‌‌ رها از بند رسید و تارانتینو گفت که جونا هیل نفش یک از رگولاتور‌ها را دارد که قبل از جنگ داخلی جنوب به قتل عام آفریقایی- آمریکایی‌ها می‌پرداختند. به گفته تارانتینو کاراک‌تر جونا هیل بسیار بامزه از آب درآمده است. کیو تی سکانسی که در آن جونا بازی می‌کند را با سکانسی در سگدونی مقایسه کرد که اعضای تیم «اسم‌های رنگیشان» مشخص می‌شود. کاراکتری در فیلم که تا به حال صحبتی از آن نشده است: اسب جانگو تا به حال صحبتی از اسب جیمی فاکس در جانگوی‌‌ رها از بند نشده است، اسم اسب «چیتا» است وتارانتینو می‌گوید که: «او کاراک‌تر مهمی است» جیمی فاکس داستان جالبی از اسب فیلم تعریف می‌کند: «من همیشه می‌گویم که پروژه‌های بزرگ همچون جانگوی‌‌ رها از بند همسو با شما در زندگی حرکت می‌کنند و یک جایی به سراغت می‌آیند. چهار سال و نیم قبل از این فیلممن اسبی خریدم و از اتفاق تارانتینومن را به فیلم وسترنش دعوت می‌کند و من می‌گویم که من خودم اسب دارم.» تارانتینو اضافه می‌کند: «و اسب اودر فیلم یک کاراک‌تر است.. در فیلم اسمش را تونی گذاشتیم و درواقع کاراک‌تر مهمی نیز است» پس باید منتظر بمانیم تا ببینیم اسب جانگو چه چیز جدیدی را وارد فیلم می‌کند. فیلم بعدی تارانتینو: به نظر نمی‌رسد بیل را بکش ۳ باشد هنوز یک هفته از فیلم برداری جانگوی‌‌ رها از بند باقی مانده است و تارانتینو آنقدر غرق تولید این فیلم شده است که نمی‌تواند در این زمان به فیلم بعدی‌اش فکر کند و هیچ ایده‌ایندارد که به سراغ چه فیلمی خواهد رفت. او می‌گوید: «بیل را بکش و این فیلم بزرگ‌ترین ماجراجویی زندگی من بوده‌اند و من می‌دانم بعد از این‌ها چه فیلمی خواهم ساخت». تارانتینو درمورد بیل را بکش ۳ به شکل واضح پاسخی نداد ولی به نظر نمی‌رسد فیلم بعدی کیو تی باشد. عکس العمل تارانتینو به لباس یکی از هواداران اتفاق جالبی که در انتهای نشست افتاد بالا آمدن دختری با لباسی مشابه کاراکتر عروس در بیل را بکش برای پرسیدن سوال بود و تارانتینو با دیدنش گفت: «در اینلباس خیلی جذاب شده‌ای»، با گفتن این جمله دختر که دست و پایش را گم کرده بود گفت: «این لحظه بزودی در وبلاگم قرار خواهد گرفت» تاریخ: ۱۳۹۱/۰۴/۲۶ 16:31:00 منبع: کافه سینما

این ترکه میراث پدرمه

این ترکه میراث پدرمه,هر وقت میاومد خونه این دستش بود,بالای سرم وا میستاد و میگفت:-ایست خبردار. منم از ترسم خبردار وامیستادم.-کجا بودی؟ -هیج جا پدر-با کی بودی؟ -هیچ کی پدر -سیگار کشیدی؟ -نه پدر -دهنتو واکن ها کن -هها -اون پشت چیکارمیکردی؟ -هیچ کار پدر -تو اون اتاق کی بود؟ -هیچ کی پدر -خندیدی؟ -نه پدر نخندیدم -نگاش کردی؟ -نه پدر -نگاش کردی! -نه -با اون رابطه داشتی؟ -نه پدر -چرا رابطه داشتی! -نه -خطا کردی! -نه -آره! -نه -دروغ میگی! دروغ میگی! دروغ میگی!... رمزگشاترین دیالوگ فیلم "قرمز" فریدون جیرانی گفته شده توسط محمدرضا فروتن.واقعا فیلم قشنگی بود...

جوکر :

جوکر : می دونی چرا من از چاقو استفاده می کنم؟ تفنگ خیلی سریعه. نمی تونی تمام احساساتت رو مزه کنی. تو لحظات آخر آدما چیزی رو که واقعا هستن رو بهت نشون می دن، بنابرین از این راه من دوستای تورو بهتر از چیزیکه تو می شناخی، می شناسم. می خوای بدونی کدوم یکی از دوستات بزدلن؟ ها