دنیای سینمای ایران و جهان

اخبار و حواشی سینما را با ما دنبال کنید.از زندگی خصوصی بازیگران بدانید .هالیوود

دنیای سینمای ایران و جهان

اخبار و حواشی سینما را با ما دنبال کنید.از زندگی خصوصی بازیگران بدانید .هالیوود

یک خبر ناراحت کننده:

امروز و در نخستین روز نمایش فیلم The Dark Knight Rises اتفاقی وحشتناک در سالن سینمایی در کلرادو افتاد. 12 نفر کشته و 38 نفر آسیب دیده، نتیجه تیراندازی فردی به سوی جمعیت مردم بود. هنوز اخبار بیشتری منتشر نشده ولی آغاز اکران این فیلم با چنین حاشیه ای...

همانطور که میدونید این روز ها

همانطور که میدونید این روز ها صحبت در مورد ساخت قسمت سوم از مجموعه فیلمهای مرد آهنی بالا گرفته ؛اعلام شده که گوئینت پالترو هم در قسمت سوم از این فیلم قرار هست که بازی کنه اما نه تنها به عنوان معشوقه جذاب تونی استارک بلکه نقشش پر رنگ تر شده و به عنوان یک ابر قهرمان ظاهر خواهدشد!!! کوین فیگ یکی از دست اندرکاران شرکت مارول طی یک صحبتی گفت : خیلی ها فکر میکنندکه دیدن پپر(گوئینت پالترو) در لباس مرد آهنی یکی از باحالترین کارهایی هست که باید انجام شود. به هر حال دیدن این زوج ابر قهرمانبا هم که در صدد جلوگیری از انجام جرم و جنایت هستند باید خیلی جالب باشه.

نگاهی به فیلم بلوار مالهلند

بررسی فیلم بلوار مالهلند اثر دیویدلینچ(با تاکید بر آرای ژک لکان)۲ در مطلب قبل مبانی نظریه روانکاوی لکان را بصورت کلی گفتیم و در ادامه به مطالعه فیلم «بلوار مالهلند» دیوید لینچ بر اساس تئوری لکان می پردازیم هرجا که نیاز به توضیح بیشتر نسبت به مفاهیمی که به کار می رود شد آن را در ادامه توضیح خواهیم داد. دیوید لینچ David Lynch کارگردان و فیلمساز شهیر آمریکایی و خالق آثار ؛بزرگراه گمشده،مخمل آبی، بلوار مالهلند،توئین پیکس:آتش با من گام بردار،دیون،دیوا نه از ته دل و...می باشد که آثار او با عکس العمل های متفاوتی از ستایش تا مزمت مواجه بوده است اکنون بیش از بیست سال است که دیوید لینچ برای مخاطبان آمریکایی ،اروپایی و در واقع کل دنیا به ساختن فیلم می پردازد . او که به سینماگری مولف معروف است از سبک و سیاق اروپایی فیلم سازی پیروی می کند و گاه او را فیلم سازی پست مدرن می نامند که در نهایتجزء مشتی ابهامات برای مخاظبان چیزی به ارمغان نمی آورد. تکنیک دیوید لینچ از کنار هم قرار دادن دو قلمرو متناقض یکدیگر که در عین حال به آنها اجازه تعددی به یکدیگر را نمی دهد تشکیل شده است. اسلاوی ژیژک ،کل هستی شناسی لینچ را مبتنی بر نا همخوانی میان واقعیت که از فاصله امن به آن نگریسته می شودو نزدیکی مطلق امر واقعی به ما می داند.در واقع شیوه پایه ای فیلم های لینچ حرکت از یک نمای ثابت از واقعیت به یک نماینزدیک ناراحت کننده است که ذات نفرت انگیز لذت «ژوئیسانس» یعنی وجه برجسته زندگی خلل ناپذیر را نشان می دهد. خلاصه ای از فیلم بلوار مالهلند: فیلم با صحنه ی رقص چند جوان آغاز می شود ، که تصویر بازیگر نقش اول زن با قیافه ای خندان و راضی به شکلی که گویا مورد تشویق مخاطبان است همراه با یکزن و مرد سالمند به صورت محو و گنگ برتصویر ظاهر می شود . صحنه ی بعدی با نشان دادن یک پتوی قرمز و یک کلوزآپ مات از آن ادامه میابد . نمای بعد حرکت یک لیموزین در جاده ای تاریک استکه سرنشینان آن دو مرد و یک زن ((ریتا ، دایان، کاملیا))که در صندلیعقب نشسته است تشکیل شده."نام اصلی زن کاملیا است که در جریان فیلم با دو نام دیگر خطاب می شود و کاملیا نامی است که ما در پایان به آن پی می بریم ." ریتا با خارج شدن ماشین از مسیر اصلی به اعتراض پرداخته و با تهدید اسلحه راننده روبرو می گردد . که با رسیدن دو ماشین با سرنینان جوان و هیجان زده و تصادف آن با لیموزین ، از جاده خارج شد و مصدوم می گردد . ریتا در حالی که مصدوم شده است از مسیر میان جنگل وارد شهر شده و برای دیده نشدن توسط عابرین به باغچه ی خانه ای ویلایی پناه برده و به خواب می رود. صبح در حالی که صاحب خانه به گذاشتن وسایل خود داخل ماشین می پردازد ، کاملیا وارد خانه می شود . در صحنه ی بعد آمدن بازیگر نقش اول زن (( دایان ، بتی "که در ابتدا بتی و در پایان دایان نام اصلی او مشخص می شود")) همراه با زن و مرد سالمند به شهر "هالیوود" مشاهده می گردد. بتی به همان خانه ای که ریتا در آن پناه گرفته بود وارد می شود .این خانه منزل عمه ی بتی است و او برای دادن تست بازیگری به هالیوود آمده است . مدیریت خانه ها با همسایه روس (عمه) با نام کو کو است . ریتا در جریان تصادف حافظه ی خود را از دست داده است . بتی سعی میکند به ریتا که حافظه اش را از دست داده است ، کمک کند تا هویتش را بدست آورد.در یک صحنه ی دیگر حضور دو مرد در یککافه را نشان می دهد که مرد جوان مدعی دیدن این صحنه در رویا هایش است . او در خارج از کافه در حالی که مرد مسن او را همراهی می کند با قیافه یی ترسناکیمواجه می شود و از هوش می رود . در عین حال شاهد ماجرای کارگردانی به اسم "آدام کشر" هستیم که از طرف سرمایه داران هالیوود برای انتخاب هنرپیشه نقش اول زن فیلمش تحت فشار است. برادران "کاستیگ لیانی" با نشان دادن عکس دختری با نام"کامیلا رودز" با موهای بلوند و گوشواره های مروارید (که این دختر را دردو جای دیگر هم میبینیم،یکی هنگام تست گرفتن آدام کشر از او و دیگری در مهمانی کامیلا در حال بوسه زدن بر لبان کامیلا ) به آدام کشر تاکید می کنند " که این همان دختر است " ، آدام کشر از پذیرفتن این موضوع سرباز می زند و به خانه خود میرود. در انجا باهمسرش که با یک مرد (که بعداً مشخص می شود استخردار خانه اش بوده است) همبستر است. در صحنه ی دیگری از فیلم همرمان با رد کردن پیشنهاد توسط کشر، شاهد دیدار یک آدم کش با شخصی در دفتر کار هستیم که بر اساس تعریف های آدم کش متوجه حضور او در یکی از ماشین های حاضر در سکانس اول در تصادف لیموزین می شویم .در این صحنه او پس از کشتن آن شخص و دو نفر دیگر( به صورت اتفاقی) و برداشتن کتابی((به گفته ی مقتول "تاریخ بشر در شماره تلفن ها")) از انجا خارج می شود "این بخش بعد از دیدار مدیریت فیلم با پیرمردی معلول که هدایت گر اصلی هالیوود به نظر می آید اتفاق افتاد." این ادم کش را مادر دو صحنه ی دیگر خوهیم دید اول به دنبال دختری گمشده در گفتگو با زنی خیابانی در پشت کافه و بعد در ملاقات با بتی در همان کافه . آدام کشر همان شب در ملاقاتش با کابوی بطور ضمنی تهدید به مرگ میشود ، کابوی به اون میگوید "اگه کارت رو درست انجام بدی من رو یکبار میبینی و اگر بد انجام بدی دو بار" ، که روز بعد آدام کشر بازیگرها را تست میکندو برخلاف میلش "کامیلا"را انتخاب میکند. در ادامه شاهد تمرین متن تست بتی همراه با ریتا هستیم سپس بتی برای انجام تست اصلی به محل قرار خود می رود . او بازی خوبی را انجام داده و پذیرفته می گردد و برای دیدن تست بازیگری آدام کشر به استدیوی دیگری می رود که در اینجا بعد از رد و بدل شدن نگاه هایی بین او و آدام کشر به سرعت از محل خارج می شود تا به دوست خود ریتا برسد.در اینجاست که بازیگر زن((کاملیا رودز)) توسط آدام کشر تایید می شود .در کل فیلم افرادی در تعقیب دختر گمشده ای هستند . در صحنه های بعد بتی و ریتا به خانه کسی به اسم داین میروند (کهریتا از اعماق ذهنش بعد از دیدن زنخدمتکار درهمان کافه ای که مرد جوان خواب آن را دیده بود ،این اسم را بخاطر آورده است) .البته قبل از آن ، انها به خانه داین زنگ می زنند که بتی به ریتا میگوید "خیلی عجیبه که به خودت زنگ بزنیم" ، درجواب ریتا پاسخ میده "من مطمئن نیستم" و صدای آنطرف تلفن (داین) تاکید می کند "It’s me" . بهر حال انها وارد خانه داین می شوند و جسد فاسد شده ای را پیدامی کنند. بتی با ریتا که در بازگشت از خانه ی دایان بسیار منقلب است و در حالبریدن موهای خویش است کلاه گیس بلوند می دهد تا اورا از شکل واقعی خود در آورد .(در اینجا و پنهان شدن ریتا در صندلی تاکسی متوجه آن می شویم که ان افراد در تعقیب ریتا می باشند).سپس بتی در تخت خوابشش با ریتا هم آغوشی می کند در همان شب در حالی که ریتا در خواب صحبت می کرد نام سکوت (Silencio) را چندین بار برزبان آورد و خطاب به بتی از او می خواهد به جایی بروند. در ادامه انها به کلوپ "Silencio" میروند . در این کلوپ نمایشی بر روی صحنه است مردی دائما تکرار می کند : "سکوت ،گروهی نیست ارکستری نیست ، این تماما نوار ضبط شده است ولی هنوز صدای گروه را می شنویم ...." در این نمایش بازی ها و آوازهایی هستیم ، که حتی بدون اجرا و توقف صدا در آن ادامه دارد . ریتا و بتی هر دو متاثرهستند و گریه می کنند .لرزش بتی نشان دهنده ان است که وی رنج بیشتری نسبت به ریتا متحمل میشود . در همان سالن تئاتر بتی جعبه آبی را در کیفش پیدا می کند، جعبه ای که ریتا در ابتدا کلید آن را د ر کیف داشت هنگامی که دایان او را در خانه ی عمه ی خود دیده بود. درصحنه ی بعد در خانه قبل از باز کردن جعبه بتی ناپدید شده و وقتی ریتا در جعبه را باز میکند بداخل جعبه کشیده میشود . از این قسمت فیلم به بعد شاهدماجراهایی هستیم که با چند فلش بک همراه است. دایان رو یتخت خواب خود در خانه ای که جنازه را در آن پیدا کرده بودند خوابیده است همان جای جنازه و به همان صورت . کابوی در اتاق را باز می کند و میگوید : "بلند شو کوچولوی خوشگل وقت بیدار شدنه " همسایه به در خانه آمده و وسایلش را می خواهد .روی میز کلیدی آبی است .همان کلیدی که در کافه آدم کش به نشانه ی کشته شدن کاملیا به دایان نشانمی دهد و در مقابل سفارشی که برای کشتن کاملیا دارد به دایان میگوید که بعد انجام کار این کلید را خواهی دید. دایان سرخورده ازعشق کاملیا بار دیگر با ریتا این بار در خانه ی خود با او در روی کاناپه هم آغوشی می کند که با ممانعت ریتا مواجه می شود . وبتی به او می گوید :به خاطر اوست؟ در صحنه ای دیگرهنگام فیلمبرداری دایان شاهد معاشقه ی کاملیا و آدام کشر است این صحنه در واقع به یاد دایان آمده و کاملیا را به خانه راه نمی دهد . در ادامه شاهد خود ارضایی دایان هستسم و دعوت او توسط کاملیا به مهمانی آدام کشر.در اینجاست که صحنه ی اول فیلم در جاده ی مالهالند تکرار می شود .اینبار دایان سوار بر لیموزین است .در مهمانی مشخص می شود که دایان کیست و چه گونه با کامیلا آشنا شده است.کامیلا عاشق کارگردانی است که دایان را به خانه اش دعوت کرده است . در اینجا یکبار دیگر کابوی را می بینیم اما اینبار دایان او را دیده است دریکی از سکانس های آخر فیلم ما شاهد اجیر کرن آدم کش توسط دایان برای کشتن کاملیا هستیم و بعد از آن جعبه آبی در دست مرد وحشتناک پشت دیوار کافه است . که زن و مرد سالمند همراه دایان در ابتدای فیلم به صورت آدمک های کوچک از جعبه درامده و از زیر در خانه ی دایان در حالی او خیره بر کلید ابی روی میز گریه می کند وارد می شوند .دایان با وحشت از آنها می گریزد و بهصورت خود شلیک می کند و به صورت همان جسد فاسد روی تختمی افتد. در پایان تصویر مرد وحشتناک پشت کافه همراه با "بک راند " تصویر خندان دایان وکاملیا نشان داده میشود.ودر نهایت زنی روی لژتئاتر کلوپ" Silencio " نشسته و می گوید :"سکوت" بررسی فیلم فیلم بلوار مالهلند در دو بعد جریان دارد. بعدی که در توهمات و خیالات دایان است .کارگردان با"کوزآپ " اولیه از پتوی قرمز به بیننده این نشانه را می دهد که فیلم در امر خیلی شروع شده است و کلیه یاتفاقاتی که برای شخصیت "بتی" و "ریتا" در سکانس های فیلم اتفاق می افتد درحیث خیالی است .و سایر سکانس ها در دنیای واقعی و امر نمادین اتفاق می افتد. فیلم بولوارمالهلند دیوید لینچ را می توانیم در دو بخش کلی تقسیم کنیم؛ 1- امر خیالی 2-امرنمادین فیلم در اصل با خیال و تصورات دایان شروع می شود ،زمانی که دایان بجای خودش در لیموزین هنگام رفتن به مهمانی آدام کشرکاملیا را جایگزین می کند و سناریو تصورات او به نحوی پیش می رود که کاملیا حتی در شناختن هویت خویش وابستگی شدیدی به دایان دارد این همان مطلوب آرزومند دایان است ،آن «آرمان من» که دایان در امر خیالی خویش می جوید.رابطه میان جفت شدن امر خیالی و امر نمادین یا بین من آرمانی و آرمان من در فیلملینچ را، ما می توانیم در دنیای واقعی و دنیای خیالی دایان پیدا بکنیم. این یکی شدن دایان با تصویر مطلوب خود که در آن او به چشم خویش دوست داشتنی به نظر می آید یکی شدن خیالی است. ویکی شدن نمادین ، یکی شدن با همان جایگاهی است که دیگران از آن جا دایان را مشاهده می کنند و او از همان جایگاه خود رامی نگرد ، تا به چشم خویش دوست داشتنی وشایسته عشق کاملیا باشد. در این فیلم دایان سعی می کند کاملیا را هرچه بیشتر به خود شبیه کند (مانند انتخاب کلاه گیس بلوند برای او) این یکی شدن با امر بیرونی ، و در صورت امکان شبیه کردن آرمان من به خودش است . مشخصه ی این یکی شدن دایان با کاملیا نوعی شکست ، ضعف و گناه متعلق به دیگری بزرگ است . دیگری ای که قوانین وراهکارهای اصلی را در جامعه ایفا می کند . در این فیلم کاملیا نقشدیگری کوچک را برای دایان تعریفمی کند . دیگری ای که نشانه ی ازکلیت دیگری بزرگ است .کلیتی که هالیوود و ستاره شدن در آن ساخته است .دایان سعی می کند بانامیدن کاملیا به نام خود در تصوراتش او را به نحوی به یکیشدن خیالی با خود در آورد . یکی شدن خیالی از یکی شدن و هویت یابی بر حسب علاقه و خواست نگاهی خاص در دیگری به وجود می آید . هنگامی که دایان سوژه ی خودش را با تصویر کاملیا یکی می کند ، به یک نمایش"هیستریک " و روان پریش وسواسیدچار آمده است. البته واضح است ، دایان این کارها را انجام می دهد تا خود را همچون ابژه ی میل کاملیا عرضه کند. "فانتزی" دایان در ورطه ی میل دیگری (کاملیا) شکل می گیرد . یکی از انطباق هویت های دایان با" آرمان من" او عاریه دادن نامش ،رنگ موهایش خانه اش ، و در نهایت خودش به کاملیا شکل میگیرد.دایان در مر خیالی با به دست اوردن" دیگری کوچک " (کاملیا) در واقع می خواهد درامر نمادین " دیگری بزرگ " که همان سوپر استار شدن در هالیوود است را تصاحب کند.بنابراین عشق بتی بهریتا حسادت دایان به آدام کشر بر اساس به دست آوردن کاملیا که همگی برخواسته از حیث خیالی دایان است چیزی نیست جز کسب امر سرکوب شده ی خویش نیست. در نهایت دایان سه مرحله را در کسب مطلوب تمنای خود در امر خیالی طی میکند .اول به دست آوردن دیگری کوچک (عشق ریتا) برای دست یابی به دیگری بزرگیچون سوپر استار شدن .و در نهایتسرکوب عقده ی اختگی .اینجاست که می توان به پیوستگی"دال"ها و ارتباط معنایی بر اساس ایده ی لکان و تقلیل "مدلول" دست یابیم . در صحنه ای که دایان کاملیا را برای دیدن جسد خویش به خانه ی خود می برد ، برای دیدن عاقبت خوداز چشم کاملیا است. در واقع این صحنه تصور دایان از عکس العمل کاملیا بعد از مرگش است که از دیدن واکنش او نسبت به صحنه ی مرگ خود به نوعی کیف ((ژوئیسانس)) دست میابد . اما دیگری برای دایان در واقع می تواند ورای یک چهره ی شدیدا زنانهباشد بلکه او نوعی یکی شدن پدران و مردانه را با ابژه ی میل کاملیا (آدام کشر) به وجود می آورد . دایان نقش زنانگی را ایفا می کند ، اما در واقع در سطح نمادین او با نگاه پدرانه یکی می شود. نگاهی که کاملیا میل دارد در برابرش دوست داشتنی گردد . در فیلم بلوار مالهالند سه حلقه ی امر نمادین ، امر خیالی و امر واقعی را می توانیم در تعامل و ارتباط با هم بیابیم .جعبه ی آبی در فیلم نشانه ی "حفره" میباشد .جایی که امر خیالی و امر نمادین با هم پیوند می خورند مانند صحنه ای که ریتا با کلید جعبه را باز می کند و فیلم به دنیای واقعی باز می گردد. تعدی های موجود بر امر نمادین در فیلم برای نشان دادن امر واقعی را می توان در صحنه های حضور مردوحشتناک در پشت دیواریافت . دایان به عنوان یک روان نژد هیستریک خودش را همچون شخصی تجربه می کند که در حال ایفای یک نقش برای دیگری است .یکی شدن خیالی اش همان بودن برای دیگری اوست . دایان که بر اساس خصیصه های"من" یا "le moi " که برساخته ی امر خیالی اوست سعی در بدست آوردن جایگاه از دست رفته ی خویشدر دنیای واقعی و امر نمادین می کند . اما چون این امر در نظم نمادین مقدور نیست او بالاجبار امر سرکوب شده ی خویش را در دنیای خیالی خود می جوید. در فیلم "من" دایان در دو شق نمادین و خیالی به بیننده ارائه می گردد . در شکل خیالی خود به صورت "نارسیسیم" یا خودشیفتگیو در بعد نمادین به صورت و شکل "حسادت ، خود آزاری ، " و در نهایت امحا ی خویش به نمایش درمی آید . در این می توان عشق را آنگونه که در تئوری لکان صورت بندی شده است در بلوار مالهلند دریافت.یعنی بر اساس وجه یا صورت فریبنده ی آن : دایان می کوشد با عرضه ی خود به کاملیا همچون ابژه ی میلش ، خلا میل دیگری را پر کند . اینجا عشق و دوست داشتن تفسیری از میل کاملیا است .دایان می خواهد خود را آنگونه نشان دهد که خلا کاملیا رابپوشاند .با دلیستگی وایثار نسیت به او . بنابراین دایان با عرضه ی خودش به دیگری به منزله ی ابژه ای که "فقدان " یا "جای خالی" را در دیگری پر می کند در واقع"فقدان " یا "جای خالی" خودش را پر می کند . این را می توان در شکل نوار موبیوس لکان یافت . "نوار موبیوس " یکی از اشکال توپولوژیکی است که لکان مورد بررسی و مطالعه قرار داده است و از آن به عنوان مدلی برای تجسم «بازگشت امر سرکوب شده » استفاده کرده است این نوار موجب فروپاشی امر طبیعی (نورمال) می شود .که بر اساس منطق هندسه ی فضایی این شکل دو وجه دارد اما در واقع تنها یک وجه دارد ، در هر نقطه می توان دو وجه مختلف نوار را به آسانی از هم تشخیص داد.اما وقتی کل نوار رادر نظر بگیریم ، دو وجه پیوسته و به دنبال هم است ، در نتیجه تنها یک وجه داریم . با استفاده از این مفهوم ما می توانیم دو وجه تکه تکه شده از دایان ، یک وجه بتی به صورت شخصی زیبا ،سرحال و پر تلاش و با اعتماد به نفس بالا (امر خیالی)و خود دایان که شخصیغمگین ، ناراحت ، مستاصل و به هم ریخته نشان می دهد را یافت و یا صورتی که دایان در خانه ی خویش خواستار هم آغوشی مجدد با کاملیا است که هر دوی آنها در مهمانی آدام کشر (بتی خیالی و دایان ) نشان دهنده ی یک شخص با یک وجه خصوصیت رفتاری،یعنی دایان مستاصل و شکست خورده هستند. در این فیلم "کابوی" نشانه ایست از دیگری بزرگ . دیگری ای که قوانین ، خواست ها و روند های امر نمادین را رقم می زند . و در دنیای واقعی حضور دارد . همین دیگری بزرگ است که به "آدام کشر" هشدار می دهد ، دایان را از خواب بیدار می کند و او را به امر نمادینباز می گرداند و در نهایت در تثبیت نظم نمادین در مهمانی کشر ، چون فضای موجود جاری می سازد. و همیشگی بودن خود را به اثبات می رساند . کلید دو شقه بودن فیلم را دیوید لینچ در صحنه ی کافه و صحبت های دو مرد و در" کلوپ سکوت " و تئاتری که اجرا شد ، به بیننده نشان می دهد و در هر دوی این صحنه ها چیزی فراتر از امر نمادینو امر خیالی وجود دارد که بر این دووجه محیط و تقدم و تاخر دارد . و آنچیزی نیست به جز "امر واقعی". که آن را می توانیم بر اثر آسیب هاو ضایعات روانی در یابیم :انجا که دایان به صورت یک بیمار روان پریش وسواسی با خیالات هجوم زن و مرد سالمند مواجه شده و با اسلحه این شکاف ایجادشد بین امرنمادین و امر خیالی را با کشتن خودپر می کند . منابع : · هیوار سوزان/ مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی / فتاح محمدی / زنجان/ نشر هزاره سوم / چاپ اول /1381 · موللی کرامت / مبانی روانکاوی / تهران / نشر نی / چاپ دوم / 1384 · ناتیوز اریک / فلسفه ی فرانسه در قرن بیستم / محسن حکیمی / تهران / انتشارات ققنوس / چاپ اول / 1378 · ژیژک اسلاوی/ هنر ، امر متعالی مبتذل / ملزیار اسلامی / تهران / نشر نی / چاپ اول / 1384 · کدیور میترا / مکتب لکان ، رولنکاوی در قرن بیست و یکم / تهران / اطلاعات / چاپ اول 1381 · امون ژک – ماری میشل / تحلیل فیلم / علی هاشمی / مشهد / انتشارات سیاه سفید / چاپ اول / 1385 · پیر کلرو ژان / واژگان لکان / کرامت موللی / تهران / نشر نی / چاپ اول / 1385 · ایستوب انتونی / ناخود آگاه / شیوا رویگریان / تهران / نشر مرکز / 1382 · مایرز تونی / اسلاوی ژیژک / احسان نوروزی / تهران / نشر مرکز / چاپ اول / 1385 · گنراد هرزو / درباره ی بزرگراه گمشده / نیما ملک محمد – امیر احمدی آریان / فصلنامه سینمایی فارابی / دوره پانزدهم / شماره اول / 1384 · استم رابرت و ... / اصول روانکاوی / آرش معیریان / فصلنامه سینمایی فارابی / دوره پانزدهم / شماره اول / 1384 · سارپ مادن / پساساختارگریی و پسا مدرنیسم / محمد رضا تجیک / تهران / نشر نی / چاپ اول / 1382 · پین مایکل / لکان ، دریدا ، کریستوا / پیام یزدانجو / تهران /نشر مرکز / چاپ اول / 1380 . ژیژک اسلاوی / رخداد / مراد فرهادپور - .... / تهران / گام نو / چاپ اول / 1384 ادمین : @عماد با تشکر از عباس جان نثاری

12 نفر حین تماشای فیلم «شوالیه سیاه بر می خیزد»

12 نفر حین تماشای فیلم «شوالیه سیاه بر می خیزد» به قتل رسیدند و عده ی زیادی مجروح شدند... --------------- --------------- - سینما امروز بسیار تاثیر گذار است ............... ............... ........... 12 نفر در حین تماشای «شوالیه سیاه بر می خیزد» در یکی از سالن های نمایش فیلم در کلرادو، به دست یک قاتلِ جانی که در شمایلِ «بِین»، بدمنِِ سومین بتمنِ کریس نولان ظاهر شده، بر اثر شلیک گلوله به قتل رسیده اند و نزدیک 50 نفر، به شدت زخمی شده اند... جالب اینجاست که این قاتلِبیمار اقرار کرده که در آپارتمان محل سکونتش نیز همانند شخصیتِ تروریستِ بِین در فیلم، دست به بمب گذاری زده! --------------- - لینک سی ان ان : http:// www.cnn.com/ 2012/07/20/us/ colorado-theater -shooting/ index.html --------------- ---- با تشکر از امیررضا تجویدی

بازیگر برنده اسکار سینمای هالیوود درگذشت

«سلست هلم» بازیگر هالیوودی که برای بازی در فیلم «توافق شرافتمندانه» برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شده بود، در سن ۹۵ سالگی درگذشت. «سلست هلم» بازیگر با‌سابقه سینما و تئاتر آمریکا که در سال 1947 برای فیلم «توافق شرافتمندانه» برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد، روز گذشته در سن 95 سالگی درگذشت.