دنیای سینمای ایران و جهان

اخبار و حواشی سینما را با ما دنبال کنید.از زندگی خصوصی بازیگران بدانید .هالیوود

دنیای سینمای ایران و جهان

اخبار و حواشی سینما را با ما دنبال کنید.از زندگی خصوصی بازیگران بدانید .هالیوود

دانلود فیلم Let me in

ژانر : درام، فانتزی، ترسناک کارگردان : Matt Reeves نویسنده : Matt Reeves , John Ajvide Lindqvist فروش :12 میلیون دلار ناشر: Overture Films تاریخ اکران : 25Deceber , 2010 زمان فیلم : 119 دقیقه زبان : انگلیسی درجه سنی : R امتیاز IMDB به این فیلم : 7.4 میانگین امتیاز منتقدین : +B خلاصه داستان : خون آشامی خردسال به نام (ابی) از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (کهظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند.... لینک مستقیم (اول در سایت آپلودباز ثبت نام کنید و قسمت Payment راخالی بگذارید: http:// www.uploadbaz.co m/xnlpvwdopvwg لینک غیر مستقیم: http:// hipfile.com/ m4q7bxoxgvdh/ Let_Me_In_(2FILM _IN).mkv.html لینک دانلود فیلم( اول برنامه Bitorrentرو دانلود کنید) http:// www.mnova.eu/ torrent/4659869/ Let.Me.In.2010.S WESUB.AC3.DVDRi p.XviD-Zibb.htm l لینک دانلود زیرنویس: http:// www.farsisubtitl e.com/download/ index.php?act=vi ew&id=10599

پوستر جدید فیلم کهکشانی و پر ستاره The Expendables 2

پوستر جدید فیلم کهکشانی و پر ستاره The Expendables 2 که دقایقی قبل منتشر شد .تاریخ اکران 17 آگوست(3 هفته دیگر). فیلمی از سیمون وست و بودجه ساخت قسمت دوم این فیلم 100 میلیون دلار میباشد که 30 میلیون دلار نسبت به قسمت اول بالاتر رفته است. به نظرتون این فیلم با فیلمهای تابستان 2012 میتونه رقابت کنه یا خیر؟

رضا رشید پور

من نمیدونم چرا هر چی مجری خوب هستش ممنوع التصویر میشه کیا دوسش دارن؟

آیا لیلا حاتمی ممنوع‌الخروج شده است؟ / "تلگراف" مدعی شد

وب سایت انگلیسی تلگراف در مقاله‌ای مدعی شده که بنا به گفته غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، احتمالا لیلاحاتمی که چندی پیش در جشنواره کن شرکت کرده بود ممنوع‌الخروج شده است. این وب سایت در مقاله‌ای به قلم رابرت تیت گفته بنا به گفته‌های این مقام مسوول بازیگران زنی که برای شرکت در جشنواره‌ها و دیگررویدادها به خارج از کشور سفر می‌کنند باید بیشتر مواظب خودشان باشند تا آسیبی به آینده حرفه‌ای‌شان نخورد. او عنوان کرده با کدام زنی که با حجاب خارج از کشور حضور داشته برخوردشده است؟ به گزارش کافه سینما و به نقل از تلگراف، سخنگوی قوه قضاییه در کنفرانس خبری این موضوع را نیز مطرح کرده برخی از بازیگران که برای دریافت جوایز و یا شرکت در جشنواره‌ها و مراسم از کشور خارج می‌شوند طعمه سوءاستفاده کنندگان قرار می‌گیرند. افراد سودجو از حضور آن‌ها در مراسم و جمع‌های کوچک خودمانی عکس‌هایی تهیه می‌کنند و با استفاده از آن‌ها از افراد مورد نظر خود حق‌السکوت می‌گیرند و یا آن‌ها را به جاهاییمی‌کشانند که نباید. این افراد پس از بازگشت به ایران ممنوع‌الخروج می‌شوند. به گفته نویسنده مقاله گر چه آقای اژه‌ای به بازیگر خاصی اشاره نکرده اما مشخصا در حال جوابگویی به سوالی درباره وضعتظاهری لیلا حاتمی، ستاره فیلم یک جدایی (جدایی نادر از سیمین) که امسال برنده جوایز بسیاری شده بوده است. این بازیگر ایرانی چندی پیش در مراسم اسکار، جشنواره کن و کارلووی‌واری حضور پیدا کرده که نحوه پوشش توسط افرادی مورد انتقاد قرار گرفته بود. چندی پیش بهمنکارگر نیز در سخنانی از رفتار او درکن به شدت انتقاد کرده و آن را مخالف اهداف انقلاب خوانده بود. تلگراف مدعی شده؛ هنوز مشخص نیست که ممنوعیتی برای لیلا حاتمی در نظر گرفته شده است یاخیر اما به نظر می‌آید محدودیت‌هایی برای فاطمه معتمد آریا که چندی پیش در جشنواره کن و تائورمینا شرکت کرده بود به خاطر فعالیت‌های سیاسی و همچنین ظاهرش در این مراسم در نظر گرفته شده است.

چگونه تبدیل به جکی چان شدم؟اول ترسیدم بعد جکى‌چان شدم!

استاد هنرهای رزمی کمدی، فکر می‌کرد همه چیز را می‌داند؛ تا آنکه یک چراغ روی سرش روشن شد و به او گفت زندگی‌اش، واقعا آن چیزی نیست که خودش فکر می‌کند. جکی‌چان که فکر می‌کرد به اوجموفقیت رسیده، ناگهان ترسی را در دلش احساس کرد. خودش می‌گوید: «اگر بگویم هیچ وقت ترس سراغم نیامده، دروغ گفته‌ام. وقتی قرار است عمل خطرناکی را در فیلم‌هایم انجام دهم، دلم پر از هراس می‌شود اماترسی که قرار است از آن صحبت کنم از جنس دیگری بود.» او راست می‌گوید؛ احساس ترس در موقعیت‌هایی که او در آن قرار داشته، کاملا با عقل جور در می‌آید. همه ما گاهی این حس را تجربه می‌کنیم اما وقتی کاری که عاشقش هستیم را انجام می‌دهیم، آیا باز هم می‌توانیم به این حس ترس بگوییم؟ پس احتمالا ترسی که قرار است جکی‌چان درباره‌اش صحبت کند، از جنس دیگری است. جکی‌چان در هنگ‌کنگ به دنیا آمد.خودش می‌گوید که هیچ وقت تحصیلات دانشگاهی را تجربه نکرده و حتی خواندن و نوشتن را هم درست یاد نگرفته ‌است. او می‌گوید که این چیز‌ها را خودش در طول سال‌ها آموخته و با کمکتجربه‌هایش چنین آگاهی‌هایی را به دست آورده است. او می‌گوید آرام‌آرام تمام تکنیک‌هایی را که باید یاد گرفتم و تمام ریزه‌کاری‌هایی را که می‌توانست به پیشرفتم کمک کند آموختم. اما از این افسوس می‌خورم که این موضوعات را نتوانستم در مکان‌های علمی و دانشگاهی یاد بگیرم. می‌خواستم بچه‌ها مثل من نباشند بخش بزرگ از زندگی جکی‌چان در حال حاضر، معطوف به مؤسسات خیریه‌ای شده که او در طول این سال‌ها برای تاسیس و رشدشان تلاش کرده است. در بسیاری از مناطق دوردست چین، کودکان از امکانات اولیه آموزش و پرورش محروم هستند. ساختمان مدرسه‌ها یا ویران است یا اصلا ساختمانی برای آموزش وجود ندارد. دختر کوچکی که به‌شدت به یک عینک نیاز داشت و نمی‌توانست حتی در مدرسه بازی کند، نمی‌خواست خانواده‌اش را در خرج بیندازد؛ یا معلمی که کیلومترها پیاده می‌آمد تا خودش را به مدرسه برساند و هزاران قصه دیگر جکی‌چان را به حرکت وادار کرد. او معتقد است که هیچ کس نباید اینقدر رنج بکشد؛ بخصوص بچه‌ها و همین انگیزه بود که او را به سمت فعالیت‌های خیریه کشاند. جکی‌چان- این موضوع یکیاز دغدغه‌های اصلی‌اش بود- می‌گوید: «تیم خیریه «قلب اژدهای من»، این افتخار را داشت که برای کمک به این بچه‌ها قدم بردارد و بازدیدی که خود من از شرایط آنها داشته‌ام هم توانست در این‌باره مؤثر واقع شود. من به دیدن دانش‌آموزها و معلم‌ها رفتم و می‌روم تا بگویم که برایشان این شرایط را فراهم کرده‌ام و زمانی که تحصیل‌شان را هم به پایان برسانند، دوباره به دیدن‌شان خواهم آمد. هیچ‌چیز در دنیا لذت‌بخش‌تر از این نیست که رضایت بچه‌ها و معلم‌هایشان را ازاحداث این مدارس جدید ببینید و به بچه‌هایی که با لباس‌های فرم جدید‌شان و کوله‌پشتی به‌دوش برای درس خواندن وارد این مدارس می‌شوند، خیره شوی.» وقتی مغزتان پارازیت می اندازد خیلی از آدم‌های موفق به سمت فعالیت‌های خیریه رفتند اما بعد موضوع را فراموش کردند ولی جکی‌چان این موضوع را به‌عنوانیکی از مسائل زندگی شخصی‌اش پیگیری می‌کند و تلاش دارد که خودش از نزدیک در جریان وضعیت چنین افرادی قرار گیرد و به آنها رسیدگی کند. در اواخر دهه 50، چان به یکی از گران‌ترین ستاره‌های این دوره بدل شد. او می‌گوید: «فکر می‌کردم یک ستاره هستم. نمی‌دانستم با این همه موفقیت چهکار کنم. یکی از روزهای 20سالگی‌ام تنها 5 دلار داشتم و فردایش میلیونر بودم. سواد خاصینداشتم و به‌ همین دلیل سراغ خریدن اتومبیل‌های گران‌قیمت و جواهرات رفتم. تنها چیزی که به آن اهمیت می‌دادم، این بود که پول خرج کنم. فکر می‌کردم مهم‌ترین و ثروتمندترین آدم رویزمین هستم اما وقتی در اوج این احساس بودم، پایم را به خیابان‌های ایالات‌متحده گذاشتم و از نزدیک با مردمی که فکر می‌کردم از آنها متمایز هستم رودررو شدم. آنها اسمم را می‌پرسیدند و من می‌گفتم جکی چان. هیچ کس من را نمی‌شناخت و روبه‌رو شدن با این واقعیت مرا آزار می‌داد.» جکی چان می‌گوید: «بزرگ‌ترین ستاره» «بورت رینولدز» بود. نیم میلیون دلار درآمد داشتم اما او 5 میلیون دلار از بازی‌هایش درمی‌آورد. اینجا بود که گفتم، «وای‌ خدای من! من هیچی نیستم. و همانجا یک حس فوق‌العاده را تجربه کردم. ترس. ترس واقعی و صادقانه از اینکه واقعا کی هستم. آدم‌ها 2 دسته‌اند. یک دسته آدم‌های خوبی که شما به آنها احترام می‌گذارید و در خاطر همه ماندگار می‌شوند و 50‌سالبعد از رفتنش همه درباره او صحبت می‌کنند و دیگری آدمی که ارزشش را با پول دریافت می‌کند.انگار من دومی بودم. اما نمی‌خواستم اینطور بمانم. نمی‌خواستم خودم را بفروشم و بعد فراموش شوم.» اما جکی‌چان باید با این موضوع چه کار می‌کرد؟ یک مرد جوان و ساده‌دل که هیچ تحصیلاتی نداشت، باید از کجا شروع می‌کرد؟ چطور باید تغییر می‌کرد؟ پاسخ این سؤالات قرار بود با نمایش او در بیمارستان و هدیه دادن به بچه‌ها اجرا شود. هدف جکی‌چان از این کار، تغییر دادن چهره‌اش در میان دیگران بود اما ناگهان، احساسی که در بیمارستان به او هجوم آورد، از او چهره دیگری ساخت. او در مورد اینتجربه توضیح می‌دهد: مدیر برنامه‌هایم یک ملاقات از بیمارستان کودکان ترتیب داد تا بهآنها هدیه کریسمس بدهم. من هدیه را به بچه‌های مریض می‌دادم اما حتی نمی‌دانستم در جعبه‌های کادو چیست. بچه‌ها از من تشکر می‌کردند و اینجا بود که احساس کردم یک متقلب هستم. این احساس گناه مرا تکان داد و باعث شد جکی‌چان امروزی را بسازم.» چان در فعالیت‌های خیرخواهانه بیشتری ظاهر شد و دریافت که از این کار لذت می‌برد. جکی‌چان که می‌خواست مرد دیگری شود، به همان اندازه از کارهای خیرش لذت می‌برد تا از بازیگری‌اش. او می‌گوید: «به همین دلیل وقتی خنده کسی را می‌بینم، شاد می‌شوم. به همین دلیل سال به سال فعالیت‌های خیریه بیشتری را انجام دادم و این موضوع شادی‌ام را صدچندان کرد.» او ادامه می‌دهد: «هر روز هزاران کار برای انجام دادن دارم. وقتی خسته‌ می‌شوم، یک نفر مقابلم می‌نشیند و درباره کار و پروژه‌ها یا خیریه صحبت می‌کند و ناگهان من از خواب و خستگی دور می‌شوم. علاقه زیادی به تجارت دارم، زیرا چین امروز سرشار از فرصت‌های تازه است. خوش‌شانسی من این است که در این سال‌ها با آدم‌های بسیاری که خواهان استفاده از این فرصت هستند، آشنا شده‌ام. به آنها در فعالیت‌های تجاری‌شان کمک می‌کنم، هرقدر که لازم دارم را از روی سهمم برمی‌دارم و باقی رایکسره به خیریه‌ها می‌فرستم.»