"تضاد اساسی " در انیمیشن " ماداگاسکار " . نوشته ی "م.مدرن"

چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:39
نیمیشن "ماداگاسکار " کلاس درسی است در زمینه ی خلق کشمکش در فیلمنامه ، از طریق ایجاد " تضاد اساسی " . کشمکش ، زاده نمی شود ، مگر آنکه دو عنصر متضاد در تقابل با یکدیگر قرار گیرند .در واقع ، چالشبی...ن دو عنصر متضاد است که باعث تولد کشمکش می شود و واضح است که بدون کشمکش هم درامی شکل نمی گیرد . پس می توان نتیجه گرفت که تضاد ، باعث تولد درام می شود . واما انیمیشن ماداگاسکار انباشته از تضادهای اساسی در محیط داستانیست که در ادامه به توضیحآنها می پردازم : 1. گورخری به نام مارتی در باغ وحش زندگی می کند . او از دو رنگ سفید و سیاه تشکل شده که از اساس با هم در تقابل هستند . و امامارتی با این خطوط دچار یک تضاد اساسی بزرگ شده است : اینکه او سفیدی با خرهای سیاه است و یا سیاهی با خرهای سفید؟ .این قضیه ، باعث شده که مارتی ، نسبت به هویتش دچار بحران شود و در واقع درون مارتی ، بین هویت اجتماعی اش ( یک گور خر) و تصویر مبهمش از خود ( سیاهی با رنگ سفید و یا بلعکس) ، دچار تضادی اساسی شده است . 2. تصویری از جنگل وحشی را در دیوار مقابل مارتی در باغ وحش ، می بینیم . این تصویر ، میل درونیمارتی را برای آزادی نشان می دهد . از طرف دیگر ، مارتی در باغ وحش زندگی آرام و مطمئنی دارد .دوستانش برای جشن تولدش ، هدیه ای می گیرند و به نظر می رسد که زندگی اش ، دور از مشکلاست . بنابراین در این جا بین دو تا نیاز اساسی مارتی ، تضاد وجود دارد. او از یک طرف میل به یک زندگی رویایی دارد که از قوانین و هزینه های راه رسیدن به آن بی خبر است . از یک طرف میل به آسایش امنیت دارد که محیط زندگیاش ، یعنی باغ وحش این نیاز ر ا تامین می کند . در نتیجه بین امنیتبدون ازادی و عدم امنیت توام با آزادی ، یک تضاد اساسی شکل می گیرد . 2.مارتی دوستی به نام الکس در همان باغ وحش دارد که شیر است . بین مارتی و الکس هم تضاد اساسی وجود دارد . گورخر در باغ وحش چندان مورد توجه نیست .اما الکس در آن باغ وحش محبوبترین حیوان است و بسیار هم مورد توجه بازدید کنندگان . این تضاد بین زیست جهان این دو حیوان، باعث شکل گیری تضاد در دیدگاه آنها می شود . مارتی میل به رفتن دارد و الکس میل به ماندن. مارتی آنارشیست می شود و الکس محافظه کار . وضعیت موجود برای مارتی رخوت آلود است و برای الکس با آن همه طرفدار ، رضایت بخش . همه ی این عناصر متضاد ، سبب خلق کشمکشی نیرومند و دارای بار دراماتیک قوی در پرده یمیانی بین این دو کاراکتر ، می شود . 3. تضاد اساسی دیگر با تغییر محیط داستانی در فیلمنامه شکل می گیرد . دست روزگار مارتی و الکس را از باغ وحش با قوانین پیش بینی شده ، به جنگلی وحشی می برد که قوانین مدنی درآنجا حکمفرما نیست . در جنگل خبری از انسان هم نیست و قانون جنگل ، حاکم است . این تغییر ، الکس را دچار اضطراب می کند و این اضطراب زمانی شدت می گیردکه او متوجه می شود که همه ی طرفدارانش (تماشاگران باغ وحش ) را از دست داده . تضاد دیگری که در الکس شکل می گیرد مربوط به نوع تربیت اوست .او شیری متمدن است که توانایی غرش ندارد . اما از طرف دیگر در محیط جدید او سلطان جنگل است وبدون غرش و درندگی ، محلی از اعراب ندارد . این تضاد ، الکس را دچار یک تضاد درونی می کند و بنابراین برای غلبه بر این تنش درونی ش، چاره ای جز تغییر ندارد . 4. تضاد در محیط داستانی ، موقعیتالکس و مارتی را هم نسبت به هم تغییر می دهد . کم کم خوی وحشیگری در الکس با قرار گرفتن در جنگل زنده می شود . او حالا مارتی ( گورخر ) ، را نه یک دوست بلکه به شکل یک غذا می بیند . در نتیجه دچار تضاد اساسی جدیدی با خود می شود . او از یک طرف بنا بر غریزه ، به گوشت نیاز دارد و مارتی را یک تکه استیک لذیذ می بیند . از طرف دیگر به مارتی علاقه مند است و بنا بر حکم احساس ، مارتی را بهترین دوستش می داند . این موقعیت هم از جهت درونی ( نسبت شخصیت الکس با خود ) و هم از جهت بیرونی ( نسبت شخصیت الکس با محیط ) ، شیر داستان را دچار تضادی اساسی می کند و در نتیجه یک کشمکش قوی درونی وبه کلی متمایز کشمکش درونی مارتی در پرده ی یک ، در پرده ی میانی شکل می گیرد . این تغییر کیفیت کشمکش ، خود باعث تحرک بیشتر داستان می شود.درست به مانند یک سوخت جدید برای درام می ماند که نفس داستانرا در نقطه ی میانی تازه کرده و برای تا پایان داستان به آن انرژی دراماتیک تزریق می کند 5. پرده ی پایانی ، زمانی است که الکس موفق می شود بین امیال متضادش تعادل برقرار کند . الکس بعد از روبرو شدن با خود وتضادهای درونی اش به خودشناسی می رسد . نتیجه این که موفق می شود به عنوان یک شیر ، از مارتی و بقیه ی حیوانات در مقابل هجوم دیگر حیوانات وحشی جنگل ، محافظت کند و از جایگاه اجتماعی اش به عنوان یک شیر دفاع کند ، از سوی دیگر رابطه ی دوستانه اش را با مارتی حفظ کرده و بر خوی وحشیگری لجام گسیختهاش ، غلبه می کند . به این ترتیب ، تضادهای اساسی ، که باعث بر هم خوردن تعادل در پرده ی اول می شود ، در پرده ی میانی به خلق کشمکش منجر شده و در پرده ی سوم با تغییر در دیدگاه شخصیت های داستانی ، بار دیگر تعادل به محیط داستان بر می گردد
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت